کاش میشد درد را تفسیر کرد
کاش میشد لحظه ها را دیر کرد
کاش میشد انعکاس آب را
از نگاه برکه هم تصویر کرد
کاش میشد اخم یک دلواژه را
در سکوت چهره دامنگیر کرد
کاش میشد حسرت یک بوسه را
از لب دریا نه... یک دل سیر کرد
کاش میشد روزی از این روزها
بی هوا پشت نگاهی گیر کرد
کاش میشد قصه ی تکرار را
پیش چشمان تو غافلگیر کرد
کاش میشد ماه را تنها گذاشت
آسمان را با سیاهی پیر کرد
کاش میشد باد را با حیله ای
با سکوت دشت ها درگیر کرد
کاش میشد نبض باران را گرفت
ابر را در آسمان زنجیر کرد
کاش میشد سنگهای کوه را
توی بغض چشمه ها تطهیر کرد
کاش میشد زردی پائیز را
خیلی آسان با گلی تکفیر کرد
کاش میشد دل به نیلوفر سپرد
وحشت مرداب را تحقیر کرد
کاش میشد چشم مریم را ستود
یا شقایق را کمی دلگیر کرد
کاش میشد مهربانی را کشید
یک غزل از دست تو تقدیر کرد
کاش میشد امتداد عشق را
پا به پای مژه ات تکثیر کرد
کاش میشد آه را بی گاه شد
بغض را ناگه گریبانگیر کرد
کاش میشد تا فشار تیغ را
یک نگاه منتقد تعبیر کرد...
کاش میشد داغ ها را داد زد
کاش میشد اشک را تکبیر کرد
کاش میشد...کاش میشد... ای دریغ
کاش میشد کاش را تغییر کرد

نظرات شما عزیزان: